ناپسری

لغت نامه دهخدا

ناپسری. [ پ ِ س َ ] ( اِ مرکب ) پسر زن. پسر شوهر. پُسَندر. ربیب. در کرمان: پیرزاده، در گناباد: پیش زاد، در کرمانشاه: اَن َ زاده گویند.

فرهنگ عمید

پسری که از زن یا شوهر دیگر باشد، پسراندر.

فرهنگ فارسی

پسراندر، پسراز نی که ازشوهردیگری است
( صفت و اسم ) ۱ - پسرزن پسراندر. ۲ - پسرشوهر پسراندر

جمله سازی با ناپسری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نابرادری (برادر ناتنی) ناپسری (پسر ناتنی) ناخواهری (خواهر ناتنی) نادختری (دختر ناتنی) هوو (زن دیگر شوهر) است. در فارسی افغانستان به برادر و خواهر ناتنی، برادر و خواهر اندر می‌گویند (املای اندر؟) و به پسر ناتنی، فرزندی یا فرزندخوانده یا پسرخوانده همین‌طور به دختر، دخترخوانده می‌گویند و فرزندی را هم به پسر استفاده می‌کنند و هم به دختر و به زن دیگر شوهر امباق می‌گویند (املای امباق؟).

💡 بعد از تمام شدن ترانه در آلبوم زنگ دسته‌بندی، صدای مدیر پینک فلوید، استیو اورورک، که سعی می‌کرد در یکی از آلبوم‌های گروه حضور داشته باشد، به همراه ناپسری گیلمور، چارلی، که مکالمهٔ تلفنی را با اورورک قطع می‌کند، شنیده می‌شود.

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز