نازک تنی

لغت نامه دهخدا

نازک تنی. [ زُ ت َ ] ( حامص مرکب ) ظرافت. نازپروردگی. شادابی:
بدان نازک تنی و آبداری
چو مرغی بود در چابک سواری.نظامی.

فرهنگ فارسی

نازک بدنی.

جمله سازی با نازک تنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رخی چون برگ گل بسیار نازک تنی همچون دل بیمار نازک

💡 گل اندامی که گلگون می دواند بدان نازک تنی چون می دواند

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز