لغت نامه دهخدا
کشتکاری. [ ک ِ ] ( حامص مرکب ) زراعت. فلاحت. ( ناظم الاطباء ). برزیگری. برزگری. دهقنت.
کشتکاری. [ ک ِ ] ( حامص مرکب ) زراعت. فلاحت. ( ناظم الاطباء ). برزیگری. برزگری. دهقنت.
زراعت.
عمل زراعت. عمل فلاحت. بزرگری
{cultivation} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] کلیۀ عملیات کشت و زرع گیاهان
💡 جملهٔ دزدی عملی: اگر کسی یا فردی در زمینی یا دشتی که شورهزار گردیده است مانند مسیر تهران قم خیارسبز بکاشته شود در آینده محصول این کشتکاری خیارشور خواهد شده بود که اتفاقاً قیمتش هم کم است و برای قشور مستضعفان کاربرد دارد.
💡 رودخانههای بالادستی و پایین دستی بن و فویل سبب حاصلخیزی سرزمینهای شمالی و شرقی ایرلند شمالی برای کشتکاری و کشاورزی شدهاند. همچنین وجود تپههای فراوان در امتداد این دو رودخانه سبب ایجاد مأوای مناسب برای زندگی جانوران شدهاست. سرتاسر ایرلند شمالی دارای آب و هوای اقلیم اقیانوسی میباشد. میانگین دمای روزانه شهر بلفاست نزدیک به ۶٫۵ درجه سانتیگراد در ماه ژانویه و ۱۷٫۵ درجه سانتیگراد در ماه ژوئیه است. پایینترین دمای ثبت شده در این کشور ۱۸٫۷− درجه سانتیگراد است که در ۲۳ دسامبر ۲۰۱۰ در شهرهای کاسلدرگ و کانتی تایرون ثبت شدهاست.