پرحوصله
مترادفها
صبور، با حوصله، بردبار، شکیبا
متضادها
بیحوصله، کمحوصله، بیصبر
لغت نامه دهخدا
پرحوصله. [ پ ُ ح َ ص َ ل َ / ل ِ ] ( ص مرکب ) مقابل کم حوصله. شکیبا. حمول. صبور. صابر. بردبار. متحمل:
تهیدست مردان پرحوصله
بیابان نوردان بی قافله.سعدی ( بوستان ).
فرهنگ عمید
کسی که صبر و بردباری بسیار دارد، شکیبا، بردبار: تهیدست مردان پرحوصله / بیابان نوردان بی قافله (سعدی۱: ۱۰۳ ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) که صبر و شکیبایی بسیار دارد بردبار صابر حمول متحمل.
جمله سازی با پرحوصله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سر آن نرگس پرحوصله گردم که ز من صد نگه بیند و یک ره نگرد از سر ناز
💡 تهیدست مردان پرحوصله بیابان نوردان بی قافله
💡 معلم ریاضی ما بسیار پرحوصله است و هر زمان که دانشآموزان در درک یک مبحث پیچیده دچار مشکل میشوند، با صبوری برایشان توضیح میدهد.
💡 برای انجام پروژههای تحقیقاتی طولانیمدت و جمعآوری دادههای بسیار زیاد، فردی باید بسیار پرحوصله و دقیق باشد تا از بروز هرگونه خطا جلوگیری کند.
💡 او با وجود دشواریهای بسیار زیاد در مسیر زندگی، همچنان فردی پرحوصله و مثبتاندیش باقی مانده و هرگز از تلاش برای رسیدن به اهدافش دست نکشید.