لغت نامه دهخدا
وظیفه خوار. [ وَ ف َ/ ف ِ خوا / خا ] ( نف مرکب ) وظیفه خوارنده. وظیفه خور.آنکه وظیفه و مستمری گیرد. که راتبه دارد و گیرد.
وظیفه خوار. [ وَ ف َ/ ف ِ خوا / خا ] ( نف مرکب ) وظیفه خوارنده. وظیفه خور.آنکه وظیفه و مستمری گیرد. که راتبه دارد و گیرد.
وظیفه خور، کسی که وظیفه و مستمری می گیرد.
(صفت ) آنکه وظیفه و مستمری گیرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خضر در ره نوردی طلبش لب عیسی وظیفه خوار لبش
💡 بزیستند همی در پناه دولت شاه وظیفه خوار و سپاس آور و ثناگستر
💡 ضعیف تر شود ار نعمتش ز باده دهند وظیفه خوار محبت که غم بود قوتش