وطا. [ وِ / وَ ] ( از ع، اِ ) گستردنی. وطاء. مقابل غطاء ( غطا ). آنچه از پوشش که بازافکنند بر چیزی:
نه جامه کبود و نه موی دراز
نه اندر سجاده نه اندر وطاست.ناصرخسرو.در این خانگه غم مقیم است کاو را
به جزپرده دل وطائی نیابی.خاقانی.چون وحش پای بند سپهر و زمین مباش
منگر وطای ازرق و مگزین غطای خاک.خاقانی.در راه که اورا می بردند مؤذنی بانگ میگفت، چون به کلمه شهادت رسید انگشت از وطا برآورد و فریاد از مردمان برآمد... ( تذکرة الاولیاء عطار ). رجوع به وطاء شود.
آنچه روی زمین پهن می کنند، گستردنی، فرش.
(اسم ) زمین نشیب و پست میان زمینهای بلند.
سپردن چیزی را زیر پای رفتن و پایمال کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز بیم حسبت او مرده اند از آن کردند بنات نعش ازین نیلگون وطا پرده
💡 اگرش کسوت پر طاس و قبای فنکست خواندش اختر پیروزه وطا خرس و خروس
💡 شرکت تجارت بینالملل هم وطا آریا در تاریخ ۲۸ مهر ۱۳۸۸ به شماره ۳۵۹۴۹۹ در اداره ثبت شرکتها بهصورت شرکت سهامی خاص به ثبت رسیدهاست و بهمنظور نقش آفرینی مؤثر در فضای فرهنگی، تبلیغاتی، اطلاعرسانی و بازاریابی ایران در حوزههای مختلف، بهویژه در دو عرصه تخصصی «بازار مالی» و «صنعت گردشگری» تلاش میکند.
💡 آن زمان که بود اسپان را وطا جمله سرهای بریده زیر پا