لغت نامه دهخدا
واجب الذات. [ ج ِ بُذْ ذا ] ( ع ص مرکب ) کسی که وجودش محتاج به غیر نباشد. واجب بالذات. واجب لذاته. واجب الوجود. رجوع به واجب لذاته و واجب بالذات و واجب الوجود شود.
واجب الذات. [ ج ِ بُذْ ذا ] ( ع ص مرکب ) کسی که وجودش محتاج به غیر نباشد. واجب بالذات. واجب لذاته. واجب الوجود. رجوع به واجب لذاته و واجب بالذات و واجب الوجود شود.
کسیکه وجودش محتاج یعنی نباشد واجب بالذات.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ممتنع چیست هستی ناقص واجب الذات کاملِ مطلق
💡 نیست بی واجب وجود ممکنات واجب الذات این چنین پیوسته اند
💡 مگر از هستی خود هیچ ندارد باقی واجب الذات چو جان در دل امکان میرفت