لغت نامه دهخدا
ماه مصر. [ هَِ م ِ ]( اِخ ) مرادف ماه کنعان است. ( آنندراج ):
ز صد هزارپسر همچو ماه مصر یکی
چنان شود که چراغ پدر کند روشن.صائب ( از آنندراج ).رجوع به ماه کنعان شود.
ماه مصر. [ هَِ م ِ ]( اِخ ) مرادف ماه کنعان است. ( آنندراج ):
ز صد هزارپسر همچو ماه مصر یکی
چنان شود که چراغ پدر کند روشن.صائب ( از آنندراج ).رجوع به ماه کنعان شود.
مرادف ماه کنعان است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قطع نظر چگونه ز جانان کند، کسی؟ از ماه مصر آینه پنهان کند، کسی
💡 قلب من شایسته سودای ماه مصر نیست خرده جان را مگر صرف خریدارش کنم
💡 عزیز دار چو اکسیر خاکساران را که ماه مصر در این کاروان شود پیدا
💡 آنچه آن روی لطیف از سایه مژگان کشید کی عذار ماه مصر از سیلی اخوان کشید؟
💡 برآورد از خمار بوی پیراهن عزیزان را بلی همچشم ماه مصر را بو این چنین باید
💡 ز قید نفس، ترا عقل می کند آزاد که ماه مصر به تدبیر می خرد خود را