لغت نامه دهخدا
یاقوت پاش. ( نف مرکب ) پاشنده یاقوت:
بگرد جهان این خبر گشت فاش
که شد کان یاقوت یاقوت پاش.نظامی.
یاقوت پاش. ( نف مرکب ) پاشنده یاقوت:
بگرد جهان این خبر گشت فاش
که شد کان یاقوت یاقوت پاش.نظامی.
پاشنده یاقوت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زیر طاق عرش طاوس ملایک جبرئیل از نثار تو شده یاقوت پاش و درفشان