گیاخوار

گیاخوار به موجوداتی نسبت داده می‌شود که از گیاهان تغذیه می‌کنند، این واژه مخفف گیاه‌ خوار است و شامل انواع مختلفی از موجودات زنده می‌شود، از جمله انسان‌ها و دیگر حیوانات.

گیاخواران در دنیای جانوری:

بسیاری از حیوانات به‌طور طبیعی گیاه‌ خوار هستند. این شامل گاوها، گوسفندها، اسب‌ها، و برخی از گونه‌های پرندگان و حشرات می‌شود. این حیوانات دارای سیستم گوارشی خاصی هستند که به آن‌ها اجازه می‌دهد تا مواد مغذی را از گیاهان استخراج کنند. به عنوان مثال، روده‌های بلند و سیستم‌های گوارشی پیچیده در نشخوارکنندگان به آن‌ها کمک می‌کند تا فیبر موجود در گیاهان را هضم کنند.

گیاخواران در دنیای انسانی:

برخی از انسان‌ها به دلایل مختلف از جمله سلامتی، اخلاقی، یا محیط‌زیستی تصمیم به پیروی از یک رژیم غذایی گیاهی می‌گیرند. این افراد ممکن است به‌طور کامل از محصولات گیاهی استفاده کنند (وگان) یا از محصولات لبنی و تخم‌مرغ نیز استفاده کنند (گیاه‌ خوار). تحقیقات نشان داده‌اند که رژیم‌های غذایی گیاهی می‌توانند به کاهش خطر بسیاری از بیماری‌ها و بهبود سلامت عمومی کمک کنند.

مزایا و معایب:

رژیم‌های گیاه‌ خواری معمولاً غنی از فیبر، ویتامین‌ها و مواد معدنی هستند و می‌توانند به کاهش وزن، بهبود سلامت قلب و کاهش خطر ابتلا به برخی بیماری‌ها کمک کنند.

اگرچه این رژیم غذایی می‌توانند سالم باشند، اما نیاز است که توجه ویژه‌ای به تأمین مواد مغذی ضروری مانند پروتئین، ویتامین B12، آهن و اسیدهای چرب امگا-3 شود، که ممکن است در غذاهای گیاهی کمتر موجود باشند.

لغت نامه دهخدا

گیاخوار. [ خوا / خا ] ( نف مرکب ) مخفف گیاه خوار. که گیاه خورد. علف خوار. گیاه خور و علف خور:
خورد مر گیاخوار را آدمی
درآردْش در پیکر مردمی.اسدی.جانور نیست بان نگونساری
لاجرم زنده و گیاخوار است.ناصرخسرو ( دیوان چ دانشگاه ص 284 ).گرگ گیاخوار و گوسفند درنده
در رمه من بوند و من رمه بانم.سوزنی.|| ( اِ مرکب ) مرتع. علفزار. کشتزار. چراگاه. محل چریدن ستوران و دیگر چارپایان علف خوار: و [ غوزیان ] گردنده اند بر چراگاه و گیاخوار، زمستان وتابستان. ( حدود العالم ). این آبها اندر خوردن و کشت و برز و گیاخوارها به کار شود. ( حدود العالم ). و میان اسبیجاب و لب رود گیاخواره همه اسبیجاب است و بعضی از چاچ. ( حدود العالم ). و آنجا زمستان سخت باشد در شهر شدندی و تابستان به صحرا و گیاخوارها جای گرفتندی. ( مجمل التواریخ و القصص ص 18 ). رجوع به گیاهخوار شود.

فرهنگ عمید

= گیاه خوار

فرهنگ فارسی

علف خوار گیاه خوار و علف خور.

جملاتی از کلمه گیاخوار

چو کرم بریشم گیاخوار بود به تن از لعابش یکی تار بود
جانور نیست به آن نگونساری لاجرم زنده و گیاخوار است
چو اندر گیاخوار پیدا شود معلق سرش سوی پهنا شود
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم