گل پرور
مترادفها
گلکار، پرورشدهنده گل
متضادها
ویرانگر، نابودکننده
فرهنگ عمید
آن که گل پرورش دهد، باغبان، گل پرورنده.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه گل را تربیت کند باغبان.
جمله سازی با گل پرور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 طبع او طبع بهار آمد که دایم همچو او گلبر است و گل نگار و گل کش و گل پرور است