گشاده دستی

لغت نامه دهخدا

گشاده دستی. [ گ ُ دَ / دِ دَ ] ( حامص مرکب ) عمل گشاده دست. سخاوت. رجوع به گشاده دست و گشاده و گشاده شدن شود.

فرهنگ عمید

جوانمردی، سخاوت.

فرهنگ فارسی

۱ - جوانمردیسخاوت. یا با گشاده دستی. سخاوتمندانه: برای دلجویی بچه با گشاده دستی تمام و بدون چانه زدن از خرازی فروشی چند قلم اسباب بازی... خرید. ۲ - تسلط نفوذ.

جمله سازی با گشاده دستی

💡 نه گشاده دستی گشتاده دستان حفظشان کرد و نه توانگران را توانگری رهائی داد.

💡 چنار پیش تو لاف از گشاده دستی زد کنون ندارد در دست زان سخن جز باد

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز