بنا بر نظر غالب فقهای معاصر امامیه، به صوتی اطلاق میشود که مطرب بوده و متناسب با مجالس لهو، لعب و عیش و نوش باشد؛ و حکم آن حرمت است. اگرچه حرمت این واژه در فقه شیعه امری روشن تلقی میشود، اما محور اصلی اختلاف نظر میان فقها، تفاوت در تعریف و تعیین مصداق این واژه بوده است. از آنجا که یک حقیقت عرفی است، بسیاری از فقها تعیین مفهوم آن را منوط به عرف دانستهاند. برخی از فقها، این واژه را صرفاً «صوتِ تَرُجّیعدار» تعریف کردهاند، برخی دیگر آن را «صوتِ مطربِ تَرُجّیعدار» دانستهاند، و گروهی نیز آن را «صوتِ تَرُجّیعدار همراه با سخنان باطل» شمردهاند. لازم به ذکر است که فقهای گذشته غالباً تفاوتی میان مفهوم موسیقی و این اصطلاح قائل نبودند، اما اکثریت قریب به اتفاق فقهای معاصر، غناء را به آواز اختصاص داده و موسیقی را به نوازندگی محدود میکنند.
در قرآن کریم آیهای که مستقیماً این واژه یا مشتقات آن را به کار برده باشد، وجود ندارد؛ با این حال، روایات تفسیری، واژگانی نظیر «قول الزور»، «لهو الحدیث» و «لغو» را که در برخی آیات آمدهاند، بر آن تفسیر کردهاند. علاوه بر این، روایات متعددی که بر حرمت غناء تصریح دارند، و همچنین اجماع فقهای امامیه بر این مسئله، از جمله دلایل اصلی برای حکم یادشده تلقی میشوند. از قرن یازدهم هجری به بعد، با توجه به ظهور و گسترش پدیده «سماع»، رسالههای متعددی در باب غناء توسط فقهای شیعه تألیف گردید که پیش از آن چنین تخصصگرایی در آثار آنان کمتر دیده میشد.
با روی کار آمدن جمهوری اسلامی ایران و مواجهه گستردهتر حوزههای علمیه با مسئله موسیقی، نوعی نگاه ایجابیتر به این مقوله، بهویژه در مورد موسیقی غیرمطرب، شکل گرفت. اندیشههای نوآورانه حضرت امام خمینی (ره) منجر به تجویز استفاده از موسیقی حلال که مناسب مجالس لهو و لعب نباشد، در چارچوب فعالیتهای صدا و سیما گردید. این رویکرد جدید در دیدگاه اکثر فقهای معاصر شیعه نیز نمود یافت، به نحوی که امروزه اکثریت فقها هر نوع آواز و نوازندگی مطرب و همساز با مجالس لهو و لعب را حرام دانستهاند. فقهای بزرگی چون شیخ طوسی، شهید ثانی، ابن ادریس، صاحب جواهر، نراقی و آیتالله خوئی بر اجماع فقهای امامیه بر حرمت غناء تأکید کردهاند، و برخی حتی این حرمت را از ضروریات مذهب شیعه برشمردهاند.