گستاخ رو

لغت نامه دهخدا

گستاخ رو. [ گ ُ ] ( ص مرکب ) بیشرم. وقیح. پررو.در مجموعه مترادفات آمده: «بی حیائی و بی شرمی » و این معنی صحیح نیست و معنی گستاخ رویی است:
بدان در هرکه بالاتر فروتر
کسی کافکنده تر گستاخ روتر.نظامی.رجوع به گستاخ روی و گستاخ رویی شود.
گستاخ رو. [ گ ُ رَ / رُو ] ( نف مرکب ) بیباک رو. آنکه در رفتار ملاحظه از چیزی نکند:
گستاخ روان آن گذرگاه
کردند درون آن حرم راه.نظامی.

فرهنگ عمید

۱. روندۀ گستاخ و بی پروا.
۲. آن که طریق گستاخی پیش گیرد.
بی پروا، بی شرم.

فرهنگ فارسی

آنکه در رفتار از چیزی ملاحظه نکند روند. بی باک: گستاخ روان آن گذرگاه کردند درون آن حرم راه. ( نظامی )

جمله سازی با گستاخ رو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن یکی گستاخ رو اندر هری چون بدیدی او غلام مهتری

💡 بپشتی آن سخت گستاخ رو شد که خندید در روی آب روان گل

💡 چون ناله جرس تهی از خویش گشتگان گستاخ رو به دامن محمل نهاده‌اند

💡 که این گستاخ رو را خون بریزند در آویزند تا جانش ستیزند

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز