گره پیشانی. [ گ ِ رِه ْ ] ( ص مرکب ) کنایه از اخم رو، بیدماغ و این فعل راگره بر جبین زدن و گره در ابرو زدن و کردن و گره برابرو زدن و آوردن و انداختن و گره بر رو زدن و گره گشتن ابرو گویند. ( بهار عجم ) ( آنندراج ):
طلب کردند نافرجام گویی
گره پیشانیی آژنگ رویی.نظامی.کبر یکسو نه اگر شاهد درویشانی
دیو خوش طبع به از حور گره پیشانی.سعدی ( بدایع ).
اخمو، اخمه رو، عبوس: کبر یک سو نِه اگر شاهد درویشانی / دیو خوش طبع بِه از حور گره پیشانی (سعدی۲: ۵۹۶ ).
ترشرو عبوس اخمو: کبر یکسونه اگر شاهد درویشانی دیو خوش طبع به از حور گره پیشانی. ( بدایع سعدی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر چه در سینه بود، می کند از سیما گل شاهد تنگی دلها، گره پیشانی است
💡 جوهر گل نگشاید گره پیشانی تا شنیدست که او نایب دیوان قضاست
💡 منعمان از اثر یک گره پیشانی راه صد رنگ طلب برلب سایل بستند