گرمازده

لغت نامه دهخدا

گرمازده. [ گ َ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) آنکه گرما و حرارت سخت در وی اثر کرده باشد. ( ناظم الاطباء ): مدعص؛ گرمازده. ( منتهی الارب ): یعنی محروران بحران یرقان ظلم وگرمازدگان جور و تشنگان تموز بیمرادی در سایه رأفت و ساحه معدلت او قرار گیرند. ( سندبادنامه ص 6 ).

فرهنگ معین

(گَ. زَ دِ ) (ص. )دستخوش گرمازدگی.

فرهنگ عمید

آن که به گرمازدگی مبتلا شده.

فرهنگ فارسی

آنکه حرارت در وی سخت اثر کرده.

ویکی واژه

دستخوش گرمازدگی.

جمله سازی با گرمازده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فصل تابستان، فصل به بار نشستن درختان باغ‌ها و دشت‌هاست. تابستان برزک، دارای آب و هوایی معتدل، لطیف و کوهستانی است و مأمن آرامشی برای مسافران گرمازده از کویر است تا قدری در سایه‌سار درختان بیاسایند و صدای آبشارهای همیشه خروشان این شهر را بشنوند و از آب چشمه‌های زلال آن بنوشند.

دومین یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز