واژه «گرمتاز» در متون کهن فارسی به عنوان یک ترکیب وصفی برای توصیف فردی با سرعت و شتاب در حرکت یا حمله به کار رفته است. این واژه به معنای کسی است که با تندی و شتاب زیاد در تاخت و تاز یا حرکت نظامی شرکت میکند. در لغتنامههای فارسی، گرمتاز معادل «تندتازنده» یا فردی که با سرعت و هیجان حرکت میکند معرفی شده است. این واژه بیشتر در متون ادبی کلاسیک برای توصیف دلاوریها و حرکات سریع در میدان نبرد استفاده شده است. در برخی نمونههای شعری، گرمتاز به صورت استعاری برای بیان سرعت و شدت حرکت نیز به کار رفته است. این مفهوم علاوه بر معنای نظامی، میتواند به هر نوع حرکت شتابان و پرانرژی نیز تعمیم داده شود. در کاربرد ادبی، گرمتاز گاه برای نشان دادن هیجان، جسارت و بیدرنگی در عمل نیز استفاده شده است. ساختار این واژه ترکیبی از «گرم» به معنای شدت و هیجان و «تاز» به معنای تاختن و حرکت سریع است. بنابراین معنای کلی آن بر سرعت همراه با شدت و شتاب در حرکت یا اقدام دلالت دارد. در نتیجه «گرمتاز» به فرد یا کنشی گفته میشود که با شتاب، انرژی و سرعت بالا در حرکت یا عمل ظاهر میشود.
گرم تاز
لغت نامه دهخدا
گرمتاز. [ گ َ ] ( نف مرکب ) تند درتاخت و تاز. تند تازنده. بشتاب تازنده:
پیش خوانپایه سلیمانی
سخن مور گرمتاز فرست.خاقانی ( دیوان چ عبدالرسولی ص 574 ).
فرهنگ عمید
آن که به شتاب تاخت کند، گرم تازنده.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه بشتاب تاخت کند تند تازنده: آن مشرب سرد گرم تاران تر آخور جان خشک بازان... ( تحفه العراقین )
جمله سازی با گرم تاز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیش خوان پایهٔ سلیمانی سخن مور گرم تاز فرست
💡 نگشته هنوز او به کین گرم تاز سپهدارزاده شدش پیشباز