گربه در انبان

لغت نامه دهخدا

گربه در انبان. [ گ ُ ب َ / ب ِ دَ اَم ْ ] ( اِ مرکب ) مکر. حیله:
با این همه نگشتی هرگز فریفته
چون دیگران به گربه در انبان روزگار.انوری.کنون بدانند آن چند موشخوار یقین
که کار نصرت تو نیست گربه در انبان.رضی الدین نیشابوری.، گربه در انبان داشتن. [ گ ُ ب َ / ب ِ دَ اَم ْ ت َ ]( مص مرکب ) کنایه از مکر کردن و حیله ورزیدن باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( غیاث ) ( فرهنگ رشیدی ):
شد آنکه دشمن تو داشت گربه در انبان
کنون گهی است که با سگ فروشود به جوال.انوری ( از حاشیه برهان قاطع چ معین ).

جمله سازی با گربه در انبان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همچو گربه عطسهٔ شیری بدم از ابتدا بس شدم زیر و زبر کو گربه در انبان نهاد

💡 با این همه نگشتی هرگز فریفته چون دیگران به گربه در انبان روزگار

💡 شد آنکه دشمن تو داشت گربه در انبان کنون گهست که با سگ درون شود به جوال

💡 دی مرا پرسید لطفش کیستی گفتم ای جان گربه در انبان تو

💡 جسم‌ها شب خالی از ما روز پر ما و من چون گربه در انبان کیست