گران خیز

لغت نامه دهخدا

گران خیز. [ گ ِ ] ( نف مرکب ) به معنی گران پای. ( آنندراج ). دیربلندشونده و سخت از جای برخیزنده:
اگرچه شیرپیکر بود پرویز
ملک بود و ملک باشد گران خیز.نظامی.از گران خیزان خواب صبح فصل گل مباش
میرسد خوابی که بیداری فراموشت شود.رضی دانش ( از آنندراج ).

فرهنگ عمید

آن که دیر از جا برخیزد، دیرجنب: از گران خیزان خواب صبح فصل گل مباش / می رسد خوابی که بیداری فراموشت شود (رضی دانش: لغت نامه: گران خیز ).

جمله سازی با گران خیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مخورمی چون تراغم در کمین است گران خیز است صید آب خورده

💡 از خواب گران خواب گران خواب گران خیز از خواب گران خیز

💡 فکر خام تو گران خیز است و لنگ تهمت گل بست بر پرواز رنگ

💡 چون راه ما طی گردد که داریم جسمی گران خیز پائی گران خواب

💡 زبس که هست گران خیز حک نشاید کرد اگر نویسی نامش به سهود در دفتر