گذرانیده واژهای در زبان فارسی است که به صورت صفت مفعولی یا حالت گذشته به کار میرود و به معنای چیزی است که طی شده، سپری شده یا به پایان رسیده است. این واژه از ریشه «گذرانیدن» گرفته شده و مفهوم آن بیانگر عبور زمان یا وقوع یک دوره در گذشته است. در کاربردهای زبانی، گذرانیده معمولاً برای اشاره به زمان، دوره یا رویدادی به کار میرود که دیگر ادامه ندارد. برای مثال میتوان گفت زمان گذرانيده یا ایام گذرانيده، به معنای روزها و دورههایی است که سپری شدهاند. این واژه در متون ادبی و رسمی برای بیان حالت گذشته و تمامشده بودن یک وضعیت استفاده میشود. گذرانیده همچنین میتواند به تجربههایی اشاره داشته باشد که فرد در گذشته از سر گذرانده است. از نظر معنایی، این واژه بر مفهوم پایان یافتن یک فرآیند یا دوره زمانی تأکید دارد. در زبان فارسی، استفاده از آن بیشتر در متون نوشتاری و ادبی دیده میشود تا گفتار روزمره. این واژه میتواند بار توصیفی داشته باشد و به زیبایی بیان حالت گذشته کمک کند. در مجموع، گذرانیده به معنای چیزی است که سپری شده، گذشته و دیگر در جریان نیست.
گذرانیده
لغت نامه دهخدا
گذرانیده. [ گ ُ ذَ دَ / دِ ] ( ن مف ) طی شده. گذشته. سپری:
حاصل عمر تلف کرده ایام به لهو
گذرانیده بجز حیف و پشیمانی نیست.سعدی.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - عبور داده. ۲ - بالاتر برده. ۳ - طی کرده سپری کرده ۴ - تجاوز داده.
جمله سازی با گذرانیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون کرده بیان قصه جانبخشی عیسی از معجز عیسی گذرانیده بیان را
💡 ای در وصال ما گذرانیده سالها امروز در مفارقت ما چگونهای
💡 و باقی این فصول را خلوتی باید تا بر رای ملک گذرانیده شود، که سرمایه ظفر و نصرت و عمده اقبال و سعادت حزم است، اول الحزم المشورة. و بدین استشارت که ملک فرمود و خدمتگاران را در این مهم محرم داشت دلیل حزم و ثبات و برهان خرد و وقار او هرچه ظاهر تر گشت.
💡 گرنه دردل گذرانیده دم تیغ ترا مادر جود تو از بهر چه زاید توأم؟
💡 عشقی که همچون عارف قزوینی در اوائل جنگ جهانی اول و در جریان مهاجرت آزادیخواهان به استانبول چند سالی را در آن جا گذرانیده بود با شیوه اجرای کارهای صحنه ای و موزیکال آشنا گشت و متن اپرای رستاخیز شهریاران ایران را تحت تأثیر همین تجربهها در استانبول نوشت. موضوع اپرا نیز در راه سفر به استانبول، میانه راه بغداد به موصل و دیدار غمگینانه از ویرانههای طاق کسری به ذهن او آمدهبود.