کوب خورده

لغت نامه دهخدا

کوب خورده. [ خوَرْ/ خُر دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مقروع. ( فرهنگ فارسی معین ): اما فروشدگی میان، علت درنگ هوای کوب خورده بود در جرم... ( مصنفات بابا افضل از فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کوب شود. || ضرب خورده. مضروب. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کوب شود.

فرهنگ عمید

آسیب دیده، کوبیده شده.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - مقروع: اما فروشدگی میان علت درنگ هوای کوب خورده بود در جرم... ۲ - ضرب خورده مضروب.

جمله سازی با کوب خورده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون خوشه کوب خورده گاو جهان نیند زآن کرده اند دانه دل را سپند عشق

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز