کلک زن

مترادف‌ها

حیله‌گر، فریبکار، مکار

متضادها

صادق، راستگو

لغت نامه دهخدا

کلک زن. [ ک َ ل َ زَ ] ( نف مرکب )آن که کلک زند. کلک زننده. و رجوع به کلک زدن شود.

فرهنگ فارسی

آنکه کلک زند. کلک زننده

فرهنگستان زبان و ادب

{hoaxer} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] کسی که معمولاً با روش های نرم افزاری یا الکترونیکی به کاربر رایانه کلک می زند متـ. کلک باز

جمله سازی با کلک زن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اگر مرجع زندگی خاک نیست کلک زن خناق‌گلوگیر را

💡 او با رفتارهای فریبکارانه و نقشه‌های زیرکانه خود ثابت کرد که یک آدم کلک زن است که فقط به فکر منافع شخصی خود در میان دیگران است.

💡 در دنیای تجارت، بسیار مهم است که با افراد کلک زن و بی‌اعتبار فاصله بگیرید تا از ضررهای مالی بزرگ و از دست رفتن سرمایه‌های اصلی خود جلوگیری کنید.

💡 آن مرد که همه او را به عنوان یک فرد کلک زن می‌شناختند، توانست با استفاده از وعده‌های دروغین، اعتماد بسیاری از مردم ساده‌دل را جلب کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران