کفش کن. [ ک َ ک َ ] ( اِ مرکب ) جایی که در آن کفشها را از پا در آورند و آنجا گذارند. ( فرهنگ فارسی معین ). جایی در پیش مدخل زیارتگاهها برای بیرون کردن کفش. آستان. آستانه. آستان اطاق. آستانه اطاق. عتبه. پای ماچان. صف نعال. ( یادداشت مؤلف ).
جایی که در آن کفش ها را از پا درآورند.
( اسم ) جایی که در آن کفشها را از پا در آورند و آنجا گذارند: ( در کفش کن اطاق بزرگ آهو خانم وزن چادر سفید با شرم حضور و نزاکت دو نا شناس تازه بهم رسیده با هم سلام و علیک و احوالپرسی کردند ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این بنا آجری که طولش بیشتر از ۱۱ و عرضش ۶ متراست. پیشینهٔ بقعهٔ پیرقطب الدین به دوره قاجاریه میرسد. ورودی بنا در قسمت جنوبش قرار دارد که به کفش کن هم راه پیدا میکند. بقعه پیر قطب الدین زیارتگاه اهالی اطراف است. داخل بقعه، سنگ مرمر سفید رنگی به طول ۱۲۲، عرض۳۰ و قطر ۱۶ سانتیمتر وجود دارد. هم اکنون این سنگ مرمراز طرف سازمان میراث فرهنگی به موزه تاریخ شهر رشت انتقال داده و در آنجا نگهداری می شود.
💡 بر بالای ورودی کفش کن عبارت زیر بر روی تابلویی نقش بستهاست: «السلام علیک یا بن رسولالله، حرم مطهر امامزاده حضرت موسی بن جعفرالجمال»