کافرکش

لغت نامه دهخدا

کافرکش. [ ف ِ / ف َ ک ُ ] ( نف مرکب ) کشنده کافران. آنکه کافران را بکشد:
شاه در بر گرفت زاهد را
شیر کافرکش مجاهد را.نظامی.
کافرکش. [ ف َ ک ُ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از بخش معلم کلایه شهرستان قزوین وسکنه آن 39 تن است. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1 ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه کافران را بکشد قاتل کافران: [ شاه در بر گرفت زاهد را شیر کافر کش مجاهد را ]. ( نظامی )
ده کوچکی است از بخش معلم کلایه شهرستان قزوین

جمله سازی با کافرکش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شاد باش ای شه کافرکش غازی که فلک جز بداندیش ترا عاجز و حیران نکند

💡 از آن تیر باران نیامد گزند بدان شاه کافرکش دیوبند

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز