کاغذین

لغت نامه دهخدا

کاغذین. [ غ َ ] ( ص نسبی ) منسوب به کاغذ و هر چیز ساخته شده از کاغذ. ( ناظم الاطباء ). کاغذی:
همچو دف کاغذینش پیراهن
همچو چنگش پلاس بین شلوار.خاقانی.- کاغذین سد؛ سد نااستوار. سدی که بنای آن استوار نباشد چنانکه گویی از کاغذ ساخته شده:
زن رومی آید کند کاغذین سد
که از هندی آهن بنائی نیابی.خاقانی ( دیوان، چ عبدالرسولی ص 448 ).- کاغذین طناب؛ طناب سست و بی دوام:
دیوانه طناب کاغذین ندرد
چونانکه تو صف آهنین دری.منوچهری.

فرهنگ فارسی

منسوب به کاغذ کاغذی. ۲ - هر چیز ساخته از کاغذ. ۳ - کاغذین جامه.

جمله سازی با کاغذین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یک روز بود مرز وطن کاغذین حصار امروز مرزها همه روئینه پیکر است

💡 غیر دود دل چه خیزد از کلام آتشین؟ در زمین کاغذین تخم شرار افشانده ایم

💡 سد سکندرش سپر کاغذین بود بیچاره ای که تیر فضا را نشانه است

💡 چوهر خط دادخواه از شهر چین بود ازان پیراهنِ او کاغذین بود

💡 با عقل آنچه باده گلرنگ می کند با کاغذین سپر نکند ناوک شهاب

💡 از انگهی که برآمد خط تو گرد عذار بسا کسان که چو خط خانه کاغذین کردند

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز