کارامد

لغت نامه دهخدا

( کارآمد ) کارآمد. [ م َ ] ( ن مف مرکب ) آنکه کارها را به نیکوئی انجام دهد. آنکه کار داند، گوئیم: مردی یا زنی کارآمد است:
بجز فرهاد کورا تیشه آخر بکار آمد
به این فرزانه ده یک مرد کارآمد نمی آید.محسن تأثیر ( از آنندراج ).|| شی قابل استعمال.

فرهنگ معین

( کارآمد ) (مَ ) (ص مف. ) شایسته، کاردان.

فرهنگ عمید

( کارآمد ) ١. کاردان، کارآزموده، شایسته، کسی که کارها را به خوبی انجام می دهد.
٢. چیزی که به کار آید و سودمند باشد.

فرهنگ فارسی

کاردان، کار آزموده، شایسته، کسی که کارهارابخوبی انجام بدهد، چیزیکه بکار آیدوسودمندباشد
( کار آمد ) آنکه کارها را به نیکوئی انجام دهد

جمله سازی با کارامد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بسیاری از کشورها، اما نه بیشتر آن‌ها، در حال معرفی هدف برای میزان انتشار کربن دی‌اکسید متوسط در خودروهای فروخته شده توسط تولیدکننده‌ها هستند. (به همراه مجازات‌های مالی برای تولیدکنندگانی که نتوانند این اهداف را برآورده کنند). این مسئله برای تولیدکنندگان، تولیدکنندگان بزرگ خودروهای سنگین و کارامد انگیزه فراوانی برای معرفی خودرو برقی و اتومبیل‌های توربوشارژ ایجاد می‌کند.

💡 او در مستند «پادشاه ذرت» ظاهر شد و در آن به عنوان شخصی شناخته می‌شد که خیزش تولید ذرت، زمین‌های کشاورزی تجاری بزرگ و وفور ذرت در رژیم آمریکاییان را شروع نمود. در «پادشاه ذرت»، باتز استدلال می‌کرد که یارانه ذرت به‌طور جدی هزینه غذا را برای تمامی آمریکاییان بوسیله ارتقاء کارآمدی فناوری‌های کشاورزی کاهش داده‌است. تولید غذا با افزایش تقاضای مصنوعی برای غذا کارامد تر شده و هزینه غذا را برای همگی کاهش داد.

حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز