پرده انداختن
مترادفها
پوشاندن، پوشش دادن، پنهان کردن
متضادها
پرده برداشتن، آشکار کردن
فرهنگ معین
( ~. اَ تَ ) (مص م. ) آشکار کردن، برملا کردن.
ویکی واژه
آشکار کردن، برملا کردن.
جمله سازی با پرده انداختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هدف اصلی از نصب این پارچههای بسیار ضخیم و سنگین، پرده انداختن بر روی پنجرههای بزرگ برای جلوگیری از ورود نور شدید خورشید در ساعات گرم روز بود.
💡 تلاشهای بیوقفه و مداوم سیاستمداران برای پرده انداختن بر روی حقایق موجود، باعث شد تا افکار عمومی نسبت به گزارشهای رسمی دولت دچار تردید جدی شود.
💡 مدیریت شرکت تصمیم گرفت با پرده انداختن بر روی برخی از جزئیات حساس پروژه، از نفوذ اطلاعات محرمانه به دست رقبا در این مرحله بسیار حساس جلوگیری کند.