ژاژیدن

لغت نامه دهخدا

ژاژیدن. [ دَ ] ( مص ) ژاژ خائیدن. هرزه گفتن. ( کذا فی تحفة السعادة ):
خواری از او بس بود آن کت کند
رنجه به ژاژیدن بسیار خویش.ناصرخسرو.شعر ژاژیدن لهاشم تست
علک خائیدن لهاشم خر.سوزنی.|| نشخوار کردن. || عوعو کردن مثل سگ. ( آنندراج ).

فرهنگ عمید

ژاژ خاییدن، هرزه درایی کردن، یاوه سرایی کردن: خواری از او بس بُوَد آن کت کند / رنجه به ژاژیدن بسیار خویش (ناصرخسرو: ۱۷۸ ).

جمله سازی با ژاژیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خواری ازو بس بود آنکه‌ت کند رنجه به ژاژیدن بسیار خویش

کژ یعنی چه؟
کژ یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز