چوب گز

لغت نامه دهخدا

چوب گز. [ ب ِ گ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) چوبی که بدان پارچه و غیر آن پیمایش کنند. ( از غیاث اللغات ) ( آنندراج ). چوبی که بدان چیز و یا جائی را بپیمایند. گز. ( ناظم الاطباء ). رجوع به چوب ذرع شود.

فرهنگ عمید

چوبی باریک به اندازۀ نیم گز یا ۸ گره که با آن پارچه را ذرع می کنند.

فرهنگ فارسی

چوبی که بدان پارچه و غیر آن پیمایش کنند. چوبیکه بدان چیز و یا جائی را به پیمانید.

جمله سازی با چوب گز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خاک ره چیست نزد مشک و عبیر چوب گز پیش عود و صندل کیست

💡 به زه کن کمان را و این چوب گز بدین گونه پرورده در آب رز

💡 سخت شده چو چوب گز دندان بر نه و مگز وزه ره... ون یکی بمز جز تو که داند این لغز

💡 از خرد بس نادر افتند کز بن یک چوب گز عزریائیلی برآید از پی اسفندیار

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز