لغت نامه دهخدا
چاه یخ. [ هَِ ی َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) چاله یخ. یخچال. یخدان. محلی که هنگام زمستان و فصل یخ بندان، یخ در آنجا ذخیره کنندو از آن یخ در تابستان استفاده نمایند:
بود غاری در آن خرابستان
خوشتر از چاه یخ به تابستان.نظامی.
چاه یخ. [ هَِ ی َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) چاله یخ. یخچال. یخدان. محلی که هنگام زمستان و فصل یخ بندان، یخ در آنجا ذخیره کنندو از آن یخ در تابستان استفاده نمایند:
بود غاری در آن خرابستان
خوشتر از چاه یخ به تابستان.نظامی.
چال. یخ. یخچال. یخدان. محلیکه هنگام زمستان و فصل یخ بندان یخ در آنجا ذخیره کنند و از آن یخ در تابستان استفاده نمایند ٠
💡 بود غاری در آن خرابستان خوشتر از چاه یخ به تابستان