واژه «چارهسنج» از ترکیب دو واژه «چاره» به معنای راهحل و تدبیر، و «سنج» به معنای سنجیدن و ارزیابی کردن ساخته شده است. این واژه به شخصی گفته میشود که در برابر دشواریها و مشکلات، با اندیشه و دوراندیشی به دنبال یافتن راه حل است. فرد چارهسنج پیش از اقدام، شرایط را میسنجد و پیامدهای هر کار را در نظر میگیرد. در متون ادبی و اخلاقی، چارهسنجی صفتی پسندیده به شمار آمده و نشانه خرد، تدبیر و پختگی عقل است. چنین فردی معمولاً شتابزده عمل نمیکند و از تجربه و عقل خود بهره میبرد. شاعران و نویسندگان، انسان چارهسنج را در برابر فرد بیتدبیر و عجول قرار دادهاند. این واژه هم در وصف اشخاص و هم در توصیف رفتار و اندیشه به کار میرود. در مجموع، «چارهسنج» به معنای مدبّر، دوراندیش و راهحلجو است که توان سنجیدن راههای مختلف را دارد.
چاره سنج
لغت نامه دهخدا
چاره سنج. [ رَ / رِ س َ ] ( نف مرکب ) مدبر. با تدبیر. آنکه در کارها تأمل و تدبیر کند:
ز شادی بفرزانه چاره سنج
بسی تحفه ها داد از مال و گنج.نظامی.
فرهنگ عمید
کسی که در کاری بیندیشد و راه چاره را بسنجد و دریابد، چاره اندیش: ز شادی به فرزانهٴ چارهسنج / بسی تحفهها داد از مال و گنج (نظامی۶: ۱۱۲۸ ).
فرهنگ فارسی
مدبر. با تدبیر. آنکه در کارها تامل و تدبیر کند.
جمله سازی با چاره سنج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز شادی به فرزانه چاره سنج بسی تحفهها داد از مال و گنج