لغت نامه دهخدا
چاره اندیشی. [ رَ/ رِ اَ ] ( حامص مرکب ) احتیال. حیله گری. فسونگری.
چاره اندیشی. [ رَ/ رِ اَ ] ( حامص مرکب ) احتیال. حیله گری. فسونگری.
۱. در فکر چاره و علاج بودن.
۲. چاره جویی.
احتیال. حیله گری. فسونگری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در هجوم چاره اندیشی عرفی گشته گم عقل رهبر هم درین اندیشه ی هایل گم است
💡 اقدامات اینچنینی باعث ساخت مشکلات انسانی، اقتصادی، و سیاسی شده که اگر در مقابلشان چاره اندیشی و اقدام نگردد میتواند شایستگی دولت در اداره امور را به چالش بکشد. فساد مالی هم از جمله همین مسائل است. سازمان شفافیت بینالملل در گزارش سال ۲۰۱۸ خود ایران را از نظر گسترش فساد مالی در جایگاه ۱۳۸ در میان ۱۸۰ کشور قرار داد؛ که بدترین رتبه ایران در سالهای اخیر است.
💡 بیشتر توجه اقتصاد کاربردی در سیاستگذاری عمومی بر تشخیص چگونگی بهبود بهرهوری یک اقتصاد متمرکز است. تشخیص واقعیت کمیابی و سپس چاره اندیشی برای چگونگی ساز مان دهی جامعه برای بهرهورترین شیوه استفاده از منابع به عنوان «ماهیت اقتصاد» تعریف شدهاست، جایی که اقتصاد نقش یکتایی را ایفا میکند.