«پوسه» مخفف واژه «پوسته» است و به معنای پوستکی بسیار نازک و جدا شده از چیزی به کار میرود، مانند ورقه یا پشیزه. این واژه در متون فارسی به صورت «پوسه پوسه» آمده و مفهوم ورقهورقه شدن یا پشیزهپشیزه شدن را منتقل میکند. این کلمه میتواند به قطعات بسیار نازک و جدا شده مواد مختلف اشاره کند، مانند طلق، زرنیخ، عنبر و دیگر مواد، که اصل آنها پوسته یا پوستک است. در کاربرد روزمره، «پوسه» به شوره یا قطعات سفید و نازکی که هنگام شانه کردن موی سر و در شرایط چرکی فرو میریزد، نیز اطلاق میشود. این واژه همچنین در صنایع دستی و نساجی کاربرد دارد؛ برای مثال، ریسمانی که به هنگام رشتن نخ بر دوک پیچانده میشود، نیز «پوسه» نامیده میشود. از نظر معناشناسی، این کلمه نشاندهنده چیزی نازک، خرد و جداشدنی است و هم در معنای مادی و هم در کاربردهای اصطلاحی مورد استفاده قرار میگیرد. در متون قدیمی فارسی و فرهنگهای لغوی، این واژه معادل کوچکترین قطعات جدا شده از هر جسمی ذکر شده و گاهی استعارهای برای چیزهای خرد و ناچیز نیز به کار رفته است.
پوسه
لغت نامه دهخدا
پوسه. [ س َ/ س ِ ] ( اِ ) ریسمانی را گویند که بوقت رشتن بر دوک پیچند. ( برهان قاطع ). || مخفف پوسته. پوستکی بس نازک جدا شده از چیزی. صفیحه. ورقه. پشیزه. پوسه پوسه؛ پشیزه پشیزه، ورقه ورقه. پوسه پوسه شدن؛ ورقه ورقه شدن. چنانکه طلق و زرنیخ و عنبر و مانند آن و ظاهراً اصل آن پوسته وپوستک باشد. رجوع به پوسته و رجوع به پوستک شود. || قطعات سپید و نازک که گاه شانه کردن موی سر بگاه شوخگنی فروریزد. شوره. هبریه. مشاطه. مخفف پوسته. || تو. تا. لا: دیوار دو پوسه یا سقف دو پوسه؛ دارای دو تو.
فرهنگ معین
(س ِ یا سَ ) (اِ. ) ریسمانی که به وقت رشتن بر دوک پیچند.
( ~. ) (اِمر. ) = پوسته: ۱ - پوستکی بسیار نازک جدا شده از چیزی، ورقه، صحیفه، پشیزه. ۲ - قطعات سفید و نازکی که هنگام شانه کردن موی سر - - زمانی که چرک باشد - - فرو ریزد، شوره ۳ - تو، تا، لا.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- پوستکی بسیار نازک جدا شده از چیزیورقهصحیفهپشیزه.۲- قطعات سفید و نازکی که هنگام شانه کردن موی سر - زمانی که چرک باشد-فرو ریزدشوره.۳- تو تا لا: دیوار دو پوسه سقف دو پوسه.
ویکی واژه
پوسته:
پوستکی بسیار نازک جدا شده از چیزی، ورقه، صحیفه، پشیزه.
قطعات سفید و نازکی که هنگام شانه کردن موی سر - - زمانی که چرک باشد - - فرو ریزد، شوره
تو، تا،
ریسمانی که به وقت رشتن بر دوک پیچند.