پهنور

لغت نامه دهخدا

پهنور. [ پ َ ]( اِ ) چیزی چون دستنبو. ( انجمن آرا ). چیزی چون دستنبوی که بتازی حنظل گویند و قثاء النعام. ( آنندراج ) ( برهان ). || پهی که خرزهره باشد. ( برهان ).

فرهنگ عمید

کبست، حنظل، هندوانۀ ابوجهل.

جمله سازی با پهنور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سهمگین راهی فرازش ریزه سنگ سیاه پهنور دشتی نشیبش توده ریگ روان

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز