لغت نامه دهخدا
پای بریده. [ ب ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) اَقطع.
پای بریده. [ ب ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) اَقطع.
( اسم ) آنکه پایش بریده است پا بریده اقطع.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شاید ز ترک جهد به جایی توان رسید گامی در این بساط به پای بریده رو
💡 قطع نفس نمودیم جولان مدعا کو در خواب هم نبیند پای بریده رفتن