لغت نامه دهخدا
پائین تر. [ ت َ ] ( ص تفضیلی ) اسفل. پست تر. زیرتر. || دورتر.
پائین تر. [ ت َ ] ( ص تفضیلی ) اسفل. پست تر. زیرتر. || دورتر.
اسفل پست تر
💡 آن کس را که بر این مراتب پائین تر از توست میفکن چه بالاتر از توات بیفکند. نیز زمانی که کسی را از خود پائین بینی، به مهربانی بالایش آور و بروی بیش از آنچه تواند تحمل مکن که طاقت نیارد و بشکند.
💡 حکیمی فرزند را نصیحت گفت که: بگذار خرد تو پائین تر از دینت بود و گفتارت کمتر از کردارت و جامه ات کم بهاتر از آن حد که توانی پوشید.
💡 حضرت صادق علیه السلام فرمودند که «تواضع آن است که آدمی در مکانی که پست تر از جای او باشد بنشیند و به جائی که پائین تر از جای دیگر باشد راضی شود و به هر که ملاقات کند سلام کند و ترک مجادله کند، اگر چه حق با او باشد و نخواهد که او را بر تقوی و پرهیزگاری مدح کنند».