لغت نامه دهخدا
وقید. [ وَ ] ( ع اِ ) هیزم. ( منتهی الارب ). آنچه بدان آتش افروزند، مثل هیزم وکاه. ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ).
وقید. [ وَ ] ( ع اِ ) هیزم. ( منتهی الارب ). آنچه بدان آتش افروزند، مثل هیزم وکاه. ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ).
وقود، آتشگیره، هیزم.
هیزم آنچه بدان آتش افروزند مثل هیزم و کاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو دوزخ که سیرش کنند از وقید دگر بانگ دارد که هل من مزید؟
💡 ور او مسلسل از قهر اخستان بودی بهحبس وکنده وزنجیر و بند وقید وعذاب