وجز

لغت نامه دهخدا

وجز. [ وَ ] ( ع ص ) تیزجنبش سریعالحرکة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). وجزة مؤنث آن است. ( منتهی الارب ). تیزجنبش تندرونده و سریعالحرکة. ( ناظم الاطباء ). || زوددهنده. ( منتهی الارب ). سریعالعطا. ( از اقرب الموارد ). || شتر تندرو. ( اقرب الموارد ). || سبک و کوتاه از کار و سخن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || چیز کوتاه و موجز. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). سبک و کوتاه از هر چیزی. ( منتهی الارب ). || ( مص ) کوتاه کردن سخن را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). وجازة ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). وُجوز. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به وجوز و وجازة شود.

فرهنگ فارسی

زود دهنده یا شتر تندرو

جمله سازی با وجز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس کنم سجده وجز وصل تو ومرگ رقیب مطلبی دیگر خواهش نکنم از کرکر

💡 چرا گویم که چون او هست کس نیست چو او هست وجز او نیست اینت بس نیست

💡 عشق را باش وجز به نزد امیر نفس شکر هیچ جای مزن

💡 محبت کار صعبست وجز ایشان ندیدم بهر این کار ایستاده

💡 تو باشی وجز تو نباشد اگر زانک امامی درین عصر معصوم باشد

💡 توئی وجز تو نیست درعالم اف بر آن کس که کرده انکارت

فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز