لغت نامه دهخدا
واگیری. ( حامص مرکب ) سرایت. سرایت دربیماری. ( یادداشت مؤلف ). || ( ص نسبی ) مسری: بیماری واگیری، بیماری مسری. ( یادداشت مؤلف ).
واگیری. ( حامص مرکب ) سرایت. سرایت دربیماری. ( یادداشت مؤلف ). || ( ص نسبی ) مسری: بیماری واگیری، بیماری مسری. ( یادداشت مؤلف ).
سرایت ( مرض ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر دست واگیری از کارِ من نماند زمن جز من ای یارِ من
💡 سلامت روی در دزدد اگر تو سعی واگیری جهان از پیش برخیزد اگر تو فتنه ننشانی
💡 اگر قدم ز من ناشکیب واگیری و گر نظر ز من ناتوان بگردانی