وانک

لغت نامه دهخدا

وانک. [ ن ِ ] ( ع ص ) مرغ بر خایه نشسته. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). واکن. ( اقرب الموارد ). مرغ تخم در زیر گرفته. مقلوب واکن است. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

مرغ برخایه نشسته. واکن. مرغ تخم در زیر گرفته

دانشنامه عمومی

وانک (هادروت). وانک ( ارمنی: Վանք ) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری آرتساخ است که در استان هادروت واقع شده است.

جمله سازی با وانک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنک بیرون برد رفعش چین ز رخسار سپر وانک دور افکند عدلش خم ز ابروی کمان

💡 اهل معنی را از او صورت نمی بندد فراق وانک این صورت نمی بندد ز معنی غافلست

💡 آنجا ز نوک رمح تو گیرد حذر قضا وانک ز حد تیغ تو جوید امان قدر

💡 آنکه پای منبرش بودی فلک را بوسه جای وانک رای انورش بودی ملکرا ترجمان

💡 تیر باران بلا را من مسکین سپرم وانک شد غرقه نباشد خبر از بارانش

هول یعنی چه؟
هول یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز