لغت نامه دهخدا
واقعبین. [ ق ِ ] ( نف مرکب ) حقیقت بین. رجوع به واقع شود.
واقعبین. [ ق ِ ] ( نف مرکب ) حقیقت بین. رجوع به واقع شود.
آن که حقیقت امر را می نگرد.
(صفت ) ۱ - آنکه حقیقت واقع را بیند. ۲ - طرفدار مسلک واقع بینی ر آلیست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 احنف گفت: من ترا بسبب آنچه در خزائن خداوند است، نکوهش نمی کنم نکوهش من ترا از آن رو است که تو آنچه خداوند از خزائنش فرو فرستاده است، در خزانه نهاده ای و در واقع بین ما و خداوند حائل شده ای.
💡 ترامپ گفته از ازدواج سنتی حمایت میکند. در خصوص تصمیم ابرگفل در برابر هاجز دیوان عالی در خصوص قانونی سازی سرتاسری ازدواج همجنس، او گفت: «من ترجیح میدادم، میدانید، ایالت تصمیم بگیرند؛ ولی آنها تصمیم گرفتند… پس، در نقطهٔ معینی شما باید در خصوص آن واقع بین باشید.»