هم بالین

لغت نامه دهخدا

هم بالین. [ هََ ] ( ص مرکب ) دو تن که در کنار یکدیگر آرامند. همسر. جفت. || هر دو چیز که در کنار هم قرار گیرند:
درخت ساده از دینار و از گوهر توانگر شد
کنون با لاله اندر دشت هم بالین و بستر شد.فرخی.

فرهنگ فارسی

دو تن که در کنار یکدیگر آرامند همسر

فرهنگستان زبان و ادب

{concubine} [مطالعات زنان] مرد یا زنی که بدون ازدواج با مرد یا زنی دیگر زندگی می کند

جمله سازی با هم بالین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این سر پر شور کز قسمت نصیب من شده است زود خواهد کرد با منصور، هم بالین مرا

💡 در این سفر هم بالین و هم دوالین او را همراهی می‌کردند.

💡 ترا چون خاک خواهد بود آخر بستر و بالین در ایام حیات از خاک هم بالین و بستر کن

💡 جمال خوب کی باشد پری را؟ که شب با روز هم بالین نباشد

💡 روزگاری شد که هم بالین خواب راحتیم تیره‌بختی بر سر ما سایهٔ دیوار بود

استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز