این کلمه در زبان عربی و فارسی دارای معانی متعددی است که بسته به زمینه کاربرد، متفاوت است. در منابع لغوی، «هروم» به معنای زن پلید و بدخو آمده است که این معنا در کتابهایی مانند «منتهیالارب» و «اقربالموارد» ذکر شده است. علاوه بر این، «هروم» نام پهلوان و دلاوری نیز بوده است که در متون ادبی و تاریخی به آن اشاره شده است. در برخی منابع، «هروم» نام شهری است که به شهر زنان مشهور بوده و برخی معتقدند این شهر همان «بردع» است که در زمانهای گذشته به این نام شناخته میشده است. نظامی نیز در اشعار خود به این شهر اشاره کرده و گفته است که «هرومش لقب بود از آغاز کار، کنون بردعش خواند آموزگار». بنابراین، این کلمه واژهای با کاربردهای گوناگون است که در تاریخ، ادب و زبان معانی مختلفی به خود گرفته است.
هروم
لغت نامه دهخدا
هروم. [ هََ ] ( ع ص ) زن پلید بدخوی. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
هروم.[ هََ ] ( اِخ ) نام پهلوانی و دلاوری است. ( برهان ).
هروم. [ هََ ] ( اِخ ) نام شهر زنان و بعضی گویند نام شهری است که در این زمان بردع می گویندش. ( برهان ):
هرومش لقب بود از آغاز کار
کنون بردعش خواند آموزگار.نظامی.رج-وع به ب-ردع شود.
فرهنگ فارسی
نام پهلوانی و دلاوری است
جمله سازی با هروم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر لشکر آری به شهر هروم نبینی ز نعل و پی اسپ بوم
💡 نظامی گنجوی در شرفنامه نام کهن این شهر را هروم (مشهور به شهر زنان) آوردهاست.
💡 چو آمد سکندر به شهر هروم زنان پیش رفتند ز آباد بوم
💡 چو آمد به نزدیک شهر هروم سرافراز با نامداران روم