هجمه
مترادفها
حمله، هجوم، تهاجم، یورش
متضادها
دفاع، عقبنشینی، پسروی
لغت نامه دهخدا
( هجمة ) هجمة. [ هََ م َ ] ( ع اِ ) گله شتر ازچهل تا و بیشتر از آن، یا از سی تا صد، یا از هفتادتا صد، یا اندکی کم از صد. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || سختی گرما. ( منتهی الارب ). شدت سرمای زمستان و شدت گرمای تابستان. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
گله شتر از چهل تا و بیشتر از آن یا از سی تا صد یا از هفتاد تا صد یا اندکی کم از صد
جمله سازی با هجمه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایران برگر پیش از اکران عمومی، در خرمآباد و در حضور جمعی از هنرمندان، فرهیختگان و مسئولان استان لرستان به نمایش درآمد. برخی از منتقدین، معتقد بودند استفاده از زبان لُری در این فیلم سینمایی نابجا بودهاست و به هجمه فرهنگی موجود علیه سنتها و گویشهای لری کمک کردهاست.