هتوف

لغت نامه دهخدا

هتوف. [ هََ ] ( ع ص ) کبوتر بسیارآواز. ( معجم متن اللغة ). ریح هتوف؛ باد بانگ کننده. باد پر بانگ. ( اقرب الموارد ). سحابة هتوف؛ ابر رعددار، راعدة. ( اقرب الموارد ). ابر بابانگ. قوس هتوف یا هتافة یا هتفی؛ کمان بابانگ. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). اسم آن: هَتَفی ̍. ( اقرب الموارد ) ( معجم متن اللغة ).

جمله سازی با هتوف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رب و رقاء هتوف بالضحی ذات شجو صدحت فی فتن