لغت نامه دهخدا
نوزدهمی. [ دَ هَُ ] ( ص نسبی، اِ مرکب ) رجوع به نوزدهمین شود.
نوزدهمی. [ دَ هَُ ] ( ص نسبی، اِ مرکب ) رجوع به نوزدهمین شود.
آنچه در مرتبۀ نوزده واقع شده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بازار بردهفروشان و اثر دیگر ژروم به نام افسونگر مار، نمونههای نمادین هنر شرقشناس سده نوزدهمی بهشمار میآیند.
💡 همچنین، هارت از نظریه جان آستین (متفکر و نویسنده قرن نوزدهمی انگلیس) به عنوان نقطه آغاز تحلیل خود استفاده میکند. این نظریه، کوششی جدی برای تعریف قانون بود که میکوشید همه ویژگیهای عمده آن را از طریق یک موضوع ساده به دست آورد. آستین نوشته بود که قانون «قاعدهای است برای هدایت یک موجود باهوش که به وسیله موجود باهوش دیگری که بر او قدرت دارد، وضع میشود.»
💡 بر بالای سنگ قبر سده، نوزدهمی مسروپ ماشتوتس، در سال ۱۸۷۵ میلادی کلیسایی توسط جاثلیق ژرژ چهارم بازسازی شد.
💡 معصومیت دخترانه چهرهاش و طراحی لباس و گریم استادانه، او را در نقش این سیندرلای ناکام قرن نوزدهمی بس متقاعدکننده، نشان میدهد. او جزئی از فضای تاریخی فیلم میشود.