«نایبه» واژهای عربی در فارسی است که در کاربرد اول خود به معنای جانشین، معاون و دستیار به کار میرود و معادل نایب، وکیل یا قایم مقام است. در این معنا، «نایبه» شخصی است که مسئولیت یا مقام دیگری را به صورت موقت یا دائمی بر عهده دارد و امور او را مدیریت میکند. این واژه همچنین در نظامات اداری و حکومتی به افرادی اطلاق میشود که نقش ستوان، مباشر یا معاون را برای مدیر یا فرمانده اصلی ایفا میکنند. کاربرد «نایبه» در متون تاریخی و اداری فارسی و عربی بسیار رایج بوده و نشاندهنده جایگاه احترام و اعتماد به فرد جانشین است. علاوه بر معنای جانشینی، «نایبه» در جمع به صورت «نائبات» یا «نوائب» به معنای حادثه، بلا، مصیبت یا رویدادهای ناگوار نیز آمده است. این دومین کاربرد کلمه در متون ادبی و تاریخی به کار میرود و بیانگر سختیها و مشکلاتی است که بر انسان یا جامعه وارد میشود.
نایبه
لغت نامه دهخدا
نایبه. [ ی ِ ب َ ]( ع ص، اِ ) تأنیث نایب است. رجوع به نایب و نائبة شود. || سختی. مصیبت. رجوع به نائبة شود.
فرهنگ عمید
حادثه، بلا، مصیبت.
فرهنگ فارسی
مونث نائب، حادثه وبلاومصیبت، نائبات ونوائب جمع
تانیث نایب است یا سختی.
جمله سازی با نایبه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حشمت تو در دهان نایبه بشکست ناب هیبت تو از کمان حادثه بربود تیر
💡 به قصد اهل هنر بر گشاد و بیرون کرد پلنگ حادثه چنگال و شیر نایبه ناب
💡 جانت ز همه نایبه در حفظ خدایست جاهت ز همه حادثه در حصن امان باد
💡 با صد محیط نایبه طوفان نوح نیست یک نیم قطره در بر طوفان کربلا
💡 چنان عدوی تو شد تنگعیش در عالم که خوانده نایبه را مایهٔ تنآسانی