نادادن

لغت نامه دهخدا

نادادن. [ دَ ] ( مص منفی ) ندادن. از دادن خودداری کردن:
هرآنکس که بیداد بد دور کرد
به نادادن چیز و گفتار سرد.فردوسی.از یکی از عرب قم طلب خراج مینمودند و او اصرار مینمود بر نادادن آن. ( تاریخ قم ).

جمله سازی با نادادن

💡 بی شک این نادادن اینجا دین بود در فدک صدیق را هم این بود

💡 ز کابل شه و لشکر آراستن ز نادادن باژ و کین خواستن

💡 گر باده دهی ور نی زان باده دوشینه از دادن و نادادن بس بی‌خبریم آخر

💡 هرانکس که بیداد بد دور کرد به نادادن چیز و گفتار سرد

💡 دگر هرچه پرسیدی از کار من ز نادادن بار و آزار من

💡 عرض نادادن کمال خود، کمال دیگرست چهره پوشیدن حالان را جمال دیگرست

عجوزه یعنی چه؟
عجوزه یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز