سبب سازی

لغت نامه دهخدا

سبب سازی. [ س َ ب َ ] ( حامص مرکب ) عمل سبب ساز. وسیله سازی:
از سبب سازیش من سودائیم
وز سبب سوزیش سوفسطائیم.مولوی.در سبب سازیش سرگردان شدم
در سبب سوزیش هم حیران شدم.مولوی.رجوع به سبب شود.

فرهنگ عمید

ساختن سبب، ایجاد وسیله، عمل سبب ساز.

فرهنگ فارسی

عمل سبب ساز

جمله سازی با سبب سازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو سبب سازی و دانایی آن سلطان بین آنچ ممکن نبود در کف او امکان بین

💡 ور سبب باید سبب سازی ز توست سرنگونی و سرافرازی ز توست

💡 هم سبب از او سبب سازی ازو بر سبب تأثیر پردازی ازو