لغت نامه دهخدا
شتربانی. [ ش ُ ت ُ ] ( حامص مرکب ) اشتربانی. عمل شتربان.ساربانی. جمالی. ساروانی. نگهبانی شتر:
به شتربانی و گله داری
کردی آهستگی و هشیاری.نظامی.رجوع به اشتربانی شود.
شتربانی. [ ش ُ ت ُ ] ( حامص مرکب ) اشتربانی. عمل شتربان.ساربانی. جمالی. ساروانی. نگهبانی شتر:
به شتربانی و گله داری
کردی آهستگی و هشیاری.نظامی.رجوع به اشتربانی شود.
نگهبانی شتر، ساربانی، شغل شتربان.
شغل شتربان نگهبانی شتر ساربانی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به شتربانی و گلهداری کردی آهستگی و هشیاری